هندسه
Jump to: navigation, search
هِندِسه مطالعه انواع روابط طولی و اشکال و خصوصیات آنها است. این دانش همراه با حساب یکی از دو شاخه قدیمی ریاضیات است.
واژه هندسه عربی شده واژه «اندازه» در فارسی است. در زبان انگلیسی به آن geometry و در زبان فرانسه به آن géométrie میگویند که هردو از γεωμετρία (گئومتریا) در زبان یونانی آمده که به معنای اندازهگیری زمین است.
احتمالاً بابلیان و مصریان کهن نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. در مصر هر سال رودخانه نیل طغیان میکرد و نواحی اطراف رودخانه را سیل فرا میگرفت. این رویداد تمام علایم مرزی میان املاک را از بین میبرد و لازم میشد دوباره هر کس زمین خود را اندازهگیری و مرزبندی کند. مصریان روش علامتگذاری زمینها با تیرک و طناب را ابداع کردند. آنها تیرکی را در نقطهای مناسب در زمین فرو میکردند و تیرک دیگری در جایی دیگر نصب میشد و دو تیرک با طنابی که مرز را مشخص میساخت به یکدیگر متصل میشدند. با دو تیرک دیگر زمین محصور شده و محلی برای کشت یا ساختمان سازی مشخص میشد.
در آغاز هندسه برپایه دانستههای تجربی پراکندهای در مورد طول و زاویه و مساحت و حجم قرار داشت که برای مساحی و ساختمان و نجوم و برخی صنایع دستی لازم میشد. بعضی از این دانستهها بسیار پیشرفته بودند مثلاً هم مصریان و هم بابلیان قضیه فیثاغورث را ۱۵۰۰ سال قبل از فیثاغورث میشناختند.
یونانیان دانستههای هندسی را مدون کردند و بر پایهای استدلالی قراردادند. برای آنان هندسه مهمترین دانشها بود و موضوع آن را مفاهیم مجردی میدانستند که اشکال مادی فقط تقریبی از آن مفاهیم مجرد بود. در سال ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح، یک آموزگار اهل ایونیا (که در روزگار ما بخشی از ترکیه بهشمار میرود) به نام طالس، چند گزاره یا قضیه هندسی را به صورت استنتاجی ثابت کرد. او آغازگر هندسه ترسیمی بود.روش استنتاجی روشی است علمی(بر خلاف روش استقرایی)که در آن مسالهای به وسیلهی قضایا و حکمهاثابت می گردد. فیثاغورث که او نیز اهل ایونیا و احتمالاً از شاگردان طالس بود توانست قضیهای را که بهنام او مشهور است اثبات (ریاضی) کند. البته او واضع این قضیه نبود.
اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی میکرد، هندسه را به صورت یک علم بیان نمود. وی حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح، تمام نتایج هندسی را که تا آن زمان شناخته بود، گرد آورد و آنها را به طور منظم، در یک مجموعه ۱۳ جلدی قرار داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند، به مدت ۲ هزار سال در سراسر دنیا برای مطالعه هندسه به کار میرفتند.
براساس این قوانین، هندسه اقلیدسی تکامل یافت. هر چه زمان میگذشت، شاخههای دیگری از هندسه توسط ریاضیدانان مختلف، توسعه مییافت. امروزه در بررسی علم هندسه انواع مختلف این علم را نظیر هندسه تحلیلی و مثلثات، هندسه غیر اقلیدسی و هندسه فضایی مطالعه میکنیم.
خدمت بزرگی که یونانیان در پیشرفت ریاضیات انجام دادند این بود که آنان احکام ریاضی را به جای تجربه بر استدلال منطقی استوار کردند. قبل از اقلیدس، فیثاغورث (572-500 ق.م) و زنون (490 ق.م.) نیز به پیشرفت علم ریاضی خدمت بسیار کرده بودند.
در قرن دوم قبل از میلاد ریاضیدانی به نام هیپارک، مثلثات را اختراع کرد. وی نخستین کسی بود که تقسیم بندی بابلیها را برای پیرامون دایره پذیرفت. به این معنی که دایره را به ۳۶۰ درجه و درجه را به ۶۰ دقیقه و دقیقه را به ۶۰ قسمت برابر تقسیم نمود و جدولی براساس شعاع دایره به دست آورد که وترهای بعضی قوسها را به دست میداد و این قدیمیترین جدول مثلثاتی است که تاکنون شناخته شده است.
بعد از آن دانشمندان هندی موجب پیشرفت علم ریاضی شدند. در سده پنجم میلادی آپاستامبا، در سده ششم، آریابهاتا، در سده هفتم، براهماگوپتا و در سده نهم، بهاسکارا در پیشرفت علم ریاضی بسیار مؤثر بودند.
هنـدسه مقـدماتی به دو قسمت تقسیـم میگردد:
· هنـدسه مسطحه
· هندسه فضائی.
· هندسه خطی.
در هندسه مسطح، اشکالی مورد مطالعه قرار میگیرند که فقط دو بعد دارند، هندسه فضایی، مطالعه اشکال هندسی سه بعدی است. این بخش از هندسه در مورد اشکال سه بعدی چون مکعبها ،استوانه ها، مخروط ها، کرهها و غیره است.

پایه گذاری شد تا به ریاضیدانان اجازه دهد که با مجموعههای نامتناهی کار کنند. نتیجه چنین نظریهای این بود که میتوان بر روی مجموعهها هر عملی را بدون محدودیت انجام داد یا هر مجموعهای را بدون محدودیت در نظر گرفت که این ما را به سوی پارادکس هایی چون پارادکس راسل سوق می دهد.
که
نماد تعلق یا عضویت است(membership) که از حرف اپسیلون یونانی گرفته شده و بوسیله
.
نشان میدهیم. از آنجا که مجموعه دقیقا با اعضایش شناخته می شود می توان یکتا بودن مجموعه تهی را تضمین کرد.(متناظر با این،
به مجموعه همه عضوهای متعلق به مجموعه A که دارای شرط (P(x هستند اشاره دارد.
نشان میدهیم. (در این خصوص
به مجموعه همه عناصری اشاره دارد که از قرار دادن عناصر مجموعه A در فرمول F بدست میآیند. به عنوان مثال مجموعه
مجموعه همه اعداد صحیح زوج است.(در این مورد
یکی از نمادهای مجموعه ساز مهم و پر کاربرد است. به عنوان مثال اگر (F(x خاصیت اول بودن x باشد و (P(x خاصیت متقارن بودن x باشد مجموعه
علامت زیرمجموعه بودن است.
نمایش میدهند، همچنین گزاره «B یک ابرمجموعه A است» را به صورت
مینویسیم و اگر A یک زیرمجموعه محض B باشد مینویسیم
و یا
. از تعریف فوق نتیجه میشود گزاره «A زیرمجموعه B است» معادل است با گزاره زیر: 
نشان میدهیم و معادل با این مطلب است که عضوی در A هست که متعلق به B نمیباشد. با استفاده از مفهوم زیر مجموعه میتوان تساوی دو مجموعه را به این صورت بیان کنیم: 
پس: 
یا
نشان میدهیم. پس: 
نشان می دهیم و مطابق تعریف داریم: 
نشان می دهیم و مطابق تعریف داریم: 


نشان میدهیم. 
نشان میدهیم. 
نشان میدهیم.
نشان میدهیم. 
نشان میدهیم. 
نشان میدهیم. 
نشان میدهیم.
نشان میدهیم.





نشان داده میشود و نتیجه آن عددی حقیقی غیر منفی است که
نمایش مییابد) زیرا داریم 
).
را نمیتوان دقیقاً به صورت m/n نوشت، که در آن n و m اعدادی صحیح هستند. در هر حال این عدد اندازه
) برای اولین بار در قرن شانزدهم استفاده شد. به نظر میرسد که این علامت از حرف کوچک